گريستن بر که؟

روزی را به ياد می آورم که دو نفر از دوستانم با هم بحث می کردند . يکی می گفت: امام حسين مظلوم است و ان يکی می گفت نه!شجاع است. و ان زمان من نتوانستم حرف هيچ يک را بپذيرم از طرفی هر سال بر حسين می گريم.و بزر گان گفته اند پيش از هر چيز بر حسين بگرييد و از طرفی احساس می کنم اوست که بايد بر ما بگريد او پسر علی است که در شجاعت و ايمان و حکمت همتا ندارد . پس چرا بايد بر يک استوره گريست؟

اما امروز می دانم که بايد گريست . نه بر مظلوميت حسين که بر مظلوميت حسين.و مظلوم بودن دو معنی دارد که هيچ ربطی به هم ندارند. يک مظلوم بودن مظلوميتی است که کسی زير فشار ستم قرار گيرد و تلاشی برای رهايی از ظلم نکند. يا توانش را نداشته باشد يک موجود مفلوک و بی دست و بدبخت که دل انسان برايش می سوزد . و آن است که ترحم به همراه می آورد و ذلت. ولی حسين گفت:هيهات من الذله.          

و دوم آنکه انسان توانايی انجام کاری را داشته باشد و به هر نحوی کار خود را بکند و اساسا وظيفه اش هم آن باشد و حق هم با او باشد . او مبارزه کند و دست ديگران را هم بگيرد طوری که دشمنان چون گرگ هايی که از چوپان می ترسند از او فراری باشند .در اين موقعيت  ناگهان گوسفندان ابله آدم های ذليل و بی مقدار انسان بزرگ را رها کنند و تنهايش بگذارند و به گرگ رو آورند.چوپان برای آزادی آنها به گرگ ها حمله می کند اما گرگ ها او را می بلعند . والله لا يغير ما بقوم حتی يغيروا ما بانفسهم.

گاهی انسان خود توان ندارد و نمی خواهد ستمگر را سر جايش بنشاند و گاهی نيز اجتماع و مردم جاهل بر انسان آزاده فشار می آورند و او قيام می کند و قالب ظلم و زمان و سردی افکار را می شکند و دم گرم مسيحايی در دين و دل مردم می دمد . هرچند سخت ترين و دردناک ترين بلا ها برسرش بيايد . حتی اگر عزيزانش را در اغوش او بکشند و فرزندانش را در تنگنا قرار دهند . اما او آزاده است . تنها چيزی که برای او  مهم است هدايت بشر به سوی اصل الهی خود است.

واين است آن مظلوميت . يعنی فشار سنگين زمان بر وجود يک آزاده...!

/ 0 نظر / 9 بازدید