چه کسی مسئول اين همه مصيبت است؟

چند وقت پيش داستان زندگی ديکتاتور پيشين عراق را می خواندم. پدر صدام حسين در زمان کودکی او مادرش را ترک می کند مادرش هم با مردی ديگر ازدواج می کند. ان مرد بسيار خشن بوده و به صدام می گفته خودش بايد پول غذايش را بدست اورد ان کودک هم به دزدی رو می اورد. تا اينکه صدام به داييش سپرده می شود . اين مرد هم دشمن خونی غير عرب بوده . واين گونه کم کم صدام با عقده های بزرگ دوران کودکئ اش بار می ايد. مردی خشن مثل معلمش و مرد های دوران کودکی اش . اطرافيانش به صدام اهميت ندادند و او هم ياد گرفت به ديگران اهميت ندهد.آری او فقط طبق اموخته های انان عمل کرد و رفتار مردم بالاخره به وسيله ی يک پسر بچه به انان بازگشت. شايد اگر يک نفر در زمان کودکی اش دست های کوچک او رادر دست می گرفت و می گفت :دوستت دارم. هيچ گاه او يک نظامی نمی شد.حکومت عراق را در دست نمی گرفت.يک ديکتاتور نمی شد.جنگ های خونين به پا نمی کرد .گور های جمعی نمی ساخت وباعث مرگ اين همه زن و بچه نمی شد. پای نفت و خون خواران را به خاور ميانه باز نميکرد و اين همه مصيبت را بر سر انسانها هموار نمی ساخت. اگر وتنها اگر يک انسان محبت را به او می اموخت....
و ترس من از اين است که نکند يک صدام حسين ديگر در اطراف من دارد ساخته می شود ؟!
که در ان صورت نه خودم خودم را خواهم بخشيد و نه خدای من...

/ 0 نظر / 6 بازدید