مگه می شه بی ياد اون شروع کرد؟

نوشتن درباره اش سخت ولی شور انگيزه . در وصفش همين شايد بس باشه که بگيم : فرض کن خدا اونو خلق نمی کرد !

احتمالا يک لحظه تو فکر می ری ... بعد دود از کله ات بلند می شه .مگه بدون اون می شد ؟ ...

چی می شد ؟ جوابش بستگی به خودت داره . اگه اهل دل باشی ميگی : عاشق شد . اگه اهل قلم باشی ميگی نوشت. اگه اهل فکر باشی ميگی عالم شد . و اگه اهل راه باشی ميگی رفت ...؟!

من ميگم بدون محمد (ص) کسی نمی تونست تا آخر راه بره و بدون علی (ع) کسی نمی تونست حتی به پيامبر برسه . خلاصه علی (ع) خيلی با صفاست ! همين جاهاست . حرف که می زنه دهنت باز ميمونه اينها که کلمه های معمولين چطور از زبان او انقدر عميق اند ؟ تو کفش می مونی. شايد هيچ وقت از کفش در نيای ! فوق کلام خلق و دون کلام الله ! همين ! 

                         ***

اما به همين راحتی هم نيست شيعه ی اون بودن مصيبت داره . بعضی ها شيعه موندن و شيعه رفتن ولی پوستشون کنده شد . اونا به محبت ارثيشون قناعت نکردن برعکس ماها که در بعضی روزها شيعه ايم آره برای گريه کردن و دست زدن براش خوب شيعه ايم ولی پای عمل که می رسه ....

مگه حرف خودش نيست که می گه من را ياری کنيد با نهايت تقوا و عفت و پاکدامنی و تلاش ؟ کجای حرفاش گفته بنشينيد برام گريه کنيد يا مثل بچه های کوچولو برام تولد بگيريد و شب ؛ نخود نخود هرکه رود خانه ی خود ؟ اگه جشن و عزايی براش ميگيريم برای اينه که اون يادمون بياد و تا سال ديگه شارژ بمونيم تا سال ديگه شيعه بمونيم تا سال ديگه منتظر بمونيم !

علی تنها بود گرچه ابوذر و سلمان و صهيب و ميثم بودند . حالا هم تنهاست گرچه چند نفری هستند . اين تعدادشيعه برای رهبران ساحل عاج هم کافی نيست چه رسد به علی و فرزندانش که برای بشريت از ابتدا تا انتها رهبرند ! ...

باز درد قلم گرفته ام . دست خودم نيست وقتی خودم و ميليونها شيعه را می بينم که کار خودشان را می کنند ولی به نام علی ؛ درد سراسر وجودم را می گيرد . در دل می گويم : حيف اين مردان بزرگ ... ! 

زياد کيبورد فرسايی کردم ! خدای علی هدايتمان کند !      

/ 0 نظر / 10 بازدید