تو عيسای زمانی...(شعر)

زمين را بی وفا ديدی و رفتی *** هوايش را نجستی تو و رفتی
نگفتی در غيابت مدح خوانيم *** تو رفتی تا از اين پس فتح خوانيم
که گفته که سلاحت کلت بوده؟*** سلاحت عشق بوده مهر بوده
کلامت نخل های بی زبانند *** درختانی که حالا نيمه جانند
خدا داند که تو معصوم مايی *** خدا داند که عيسای زمانی
خدا داند که تو در خاک رفتی *** چه می گويم؟ تو بر افلاک رفتی
تو را بز بال ميکائيل بردند *** تو را بر دوش عاشورا سپردند
تو را با اشک زينب غسل دادند *** به خونت عارفان هم شوق دارند
بدان ای شاهد روز قیامت *** که تو آمال مايی در ديانت ...

/ 0 نظر / 10 بازدید