ما غرک بربک الکريم ؟ ( چه چيز تو را نسبت به پروردگارت مغرور ساخته؟ )

صد ها بار سوره ی توحيد را خوانده ام . ده ها بار به ترجمه اش فکر کرده ام . دو بار از دو نفر شنيدم که معنی صمد به چيزی بر می گردد که تو پر باشد (جدا از آن معنی سطحی بی نياز که فارسی زبانان آموزش می دهند ) . و هردو آنها پشت بند اين عبارت مثل تمام موجودات مادی را مطرح کردند که همگی جوری تو خالی هستند . مثلا همين اتم ميدانيد چقدر فضای خالی دارد ؟ . گرچه با آنها موافقم ولی می دانم اين معنی حتی در اين مورد هم محدود نمی شود . راستش امروز ياد يک ماه پيش افتادم و تازه فهميدم که حق دارم عمقی تر هم فکر کنم .

حدودا يک ماه پيش بود . همان روزی که آن زلزله ی بحث برانگيز و اضطراب آفرين اتفاق افتاد . در آن لحظه من در موقعيتی بودم که تنها خودم بودم و کسی همراهم نبود . که ناگهان زير پايم شروع به لرزش کرد . عجيب بود . من ايستاده بودم و در خودم غرق شده بودم تنها موقعيتی بود که توانستم با صداقت به درون خودم نگاه کنم . سخت در خود غرق شده بودم و خدا را شديدا ناظر و منتظر می ديدم . نمی ترسيدم بيش از هر چيز در تعجب بود که چقدر از درون خاليم . واقعا احساس می کردم حتی درونم اندازه ی يک پر هم سنگينی ندارد . آن موقع فهميدم که درست آن چيزی که تصور می کردم پر است کاملا خالی است ...

و حالا که به { الله الصمد } می انديشم تا حدودی می فهمم که چرا خدا اين صفت را جزو صفت های تک خود ياد کرده .

هرچه بيشتر فکر می کنم به حقارت خود بيشتر پی می برم . واقعا ما چه فکر کرده ايم ؟ ما که هستيم که با غرور مقابل هستی ايستاده ايم ؟ مضحک است ! يک موجود تو خالی که فقط می تواند کمی فقط کمی تغيير ايجاد کند و نه چيزی بيافريند (به معنی حقيقی ) ؛ در مقابل يک پر .يک آفريننده ی به تمام معنا که صبرش و حکمتش و رحمانيتش ما را پر رو کرده ؛ ايستاده ! چقدر اين انسانها مسخره اند ! چقدر احمقند ! چقدر خنده آورند ! ... و او چقدر ... (نمی توانم واژه ی مناسب بياورم . نمی توانم !)

/ 0 نظر / 15 بازدید