برويد ...

بعد از تو لب فرو خواهم بست و ديگر از پاکی سخن نخواهم گفت . بعد از تو مردان غيرت را فراموش خواهند کرد و ابوذر ها پيامبر را . می ترسم با عروج تو خدا هم زمين را فراموش کند . ديگر کوچه ی بنی هاشم نورانی نخواهدبود . اگر اميدی به برخواستن علی بود ؛ ديگر نااميدی ما را فرا خواهد گرفت .

پيش از اين اگر حرمت ها را نگه می داشتند ديگر اين پرده پاره شد . با اين فاجعه زمين تا ابد شرمنده باقی خواهد ماند . وقتی حريم دختر محمد؛ او که همه به پاکی او و راستی اش اعتراف دارند ؛را می شکنند ؛ بايد منتظرشکافتن فرق کتاب خدا و خوراندن زهر به سيد جوانان اهل بهشت و عاشورا و مصيبت و زندان رفتن و تبعيد شدن و سر انجام غيبت بود . اين آغاز راهی غم انگيز است ... .

آی مردمی که تا ديروز بر در خانه ی او برای گرفتن حاجت می ايستاديد . آی ترسو هايی که تا ديروز پشت سپر بزرگ علی بوديد . آی بيچارگانی که روزيتان از فدک می گذشت . آی سرگردانانی که پيامبر شما را به سامان رساند ! آی بردگانی که به برکت اهل بيت آقا شديد !  آی نامردمان ! آی فراموش کاران ! آی جاهلان ! می دانم که با شنيدن صدای :هل من ناصر ينصرنی فاطمه پشتتان لرزيد و آسمان را به دنبال صيحه ای کاوش کرديد ؛ پس چه شد جواب آن کسی که خداوند خشنود است به خشنودی اش؟! وای بر جانهای بی مقدارتان که پهلوی زهرا را سپر آن کرديد ! آتش بر خانه هايتان که گذاشتيدخانه ی علی به جای آن آتش بگيرد . ای وای ! ای وای ! ای وای !...

اگر مسلمانی اين است می خواهم صد بار يهودی باشم تا مانند آن يهودی باديدن دست بسته ی علی شيعه شوم ! اگر اين غيرت است ؛ مرا بی غيرت و لا ابالی بدانيد .

برويد ... برويد که ديگر پيامبر به شما افتخار نخواهد کرد ... برويد که منفور دو عالم شديد ! ... برويد که زن خدمتکار فاطمه از مردان عرب شجاع تر بود ... برويد که اگر علی و فرزندان زهرا نبودند ؛ آخر زمان نزديک بود . برويد ... برويد ...

/ 0 نظر / 13 بازدید