توبه ی طبيعت

بهار يعنی آغاز يا نه! دوبارگی يک بار ديگر شدن. چه می گويم؟يعنی توبه ! توبه ی طبيعت از سردی از گناه از آزار به گرمی به طراوت به سبزی به هر آنچه آن را از اول بر همان اساس آفريده اند. و مگر نه اين است که روز اول فروردين زمانی است که زمين از قنداق آبی خود به در آمد و پا در قلمرو هستی نهاد؟ و هر سال دقيقا در همان زمان توبه می کند و به فطرت خود باز می گردد.

و انسان اين تکه ی جدا ناپذير از طبيعت چه ...؟ آيا نه اين است که انسان مترجم اسماالله است؟ پس کو ترجمه ی اين زيباترين رفتار تمام هستی...؟ (که خداوند می گويد که بسيار توبه کنندگان و زيبايی را دوست دارد!)

او در گوشه ايستاده و توبه ی هر ساله ی طبيعت را نظاره می کند و لذت می برد اما دريغ که خود را جزئی جدا نشدنی از رفتار طبيعت نمی داند . و طبيعت هر سال به خاطر گناه توبه نکردن جزئی از خود هر سال به سوگ می نشيند و باز هم توبه ميکند اما باز هم زمستان می آيد و او باز هم توبه ميکند و باز هم و بازهم.... .  

/ 0 نظر / 8 بازدید