در انتظار چشم های خيس

کیف و کتاب و جزوه و یک دسته چک نویس

یک سیستم مجهز وmpام پی فور(4 )ای نفیس

ساکت ! چقدر پر صدا حرف می زنی !

بگذار بشنوم صدای استاد هیس

آمد دوباره نمره ی چند امتحان و باز

حقم به زیر پا . امان از دکتر خسیس !

هی دوست ! بس است چقدر غصه می خوری  ؟!

محض تفنن می آی بریم تنیس ؟

اما در این میانه کسی آب را ندید

خوردیم دوغ گازدار با سوسیس

من خسته ام از این سیر تکراروار

بیچاره دل در انتظار چشم های خیس ...

  
نویسنده : مريم ; ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ دی ،۱۳۸٥